APF نشان دهندهی «سرعت داخلی پردازش» مغز است؛ یعنی سرعتی که مغز با آن بین حالتهای مختلف فعالیت جابجا میشود. این ریتم توسط ارتباط بین تالاموس و قشر مغز ایجاد میشود و مثل سرعت پردازنده یک کامپیوتر عمل میکند و در قالب نقشه مغزی قابل مشاهده و با تفسیر نقشه مغزی بهتر قابل درک است.
وقتی APF بالا باشد، مغز سریعتر اطلاعات را دریافت و پردازش میکند. این موضوع معمولاً با درک سریعتر و عملکرد شناختی بهتر همراه است.
وقتی APF پایین باشد، مغز کندتر عمل میکند، که ممکن است باعث حواس پرتی یا کاهش تمرکز شود.
تحقیقات نشان میدهند افرادی با APF بالاتر بهتر میتوانند محرکهای سریع را تشخیص دهند و توجه خود را حفظ کنند. به همین دلیل، APF یک شاخص کلی از سرعت شناختی و سطح هشیاری فرد به شمار میآید.
در بیماریهایی مثل اسکیزوفرنی، افراد معمولاً APF پایینتری نسبت به افراد سالم دارند. این کاهش با عملکرد ضعیف مغز در دریافت و پردازش اطلاعات هماهنگ است.
با افزایش سن، به ویژه در نواحی پشت سر (ناحیه پسسری)، APF کاهش مییابد.
در افراد مسن سالم، APF حدود 1 تا 2 هرتز پایینتر از جوانی است.
اگر این کاهش بیش از حد طبیعی باشد، ممکن است نشانهای از بیماریهایی مثل آلزایمر یا MCI (اختلال شناختی خفیف) باشد.
در کسانی که دچار افسردگی یا ضربه مغزی هستند، APF معمولاً کاهش مییابد. این کاهش ممکن است دلیل شکایت آنها از «کندی ذهن» یا «مه مغزی» باشد.
در حالت چشم بسته و آرام، امواج آلفا در پشت سر قوی هستند. وقتی چشمها باز میشوند، قدرت این امواج کاهش مییابد، اما فرکانس اوج (APF) معمولاً تغییر نمیکند.
اگر این کاهش قدرت آلفا با باز شدن چشم خیلی کم باشد یا APF خیلی کند شود، ممکن است نشانهای از اختلال در تنظیم هوشیاری (مثلاً در برخی اختلالات توجه یا آسیبهای مغزی) باشد.
در بعضی موارد شدید (مثلاً در آسیب مغزی گسترده یا زوال مغز)، APF ممکن است به جای 10 هرتز، به محدوده تتا (6–7 هرتز) برسد که نشانهای از اختلال جدی است.
ابزارهای پیشرفته EEG امروزه میتوانند APF واقعی را از نویز پس زمینه جدا کنند تا اندازهگیری دقیقتر باشد.
APF میتواند به عنوان یک شاخص فیزیولوژیکی قابل اندازه گیری برای بررسی پیشرفت درمان استفاده شود.
مثلاً اگر فردی دچار افسردگی با APF پایین باشد، پس از مصرف دارو، تمرینات شناختی یا نوروفیدبک، ممکن است APF به سمت سطح نرمال افزایش یابد. این افزایش نشان میدهد مغز بهتر کار میکند.
اگر APF کاهش یابد (بدون دلیل مشخص)، ممکن است نشانهای از عوارض دارو یا افت سطح هوشیاری باشد.
APF میتواند برای شخصی سازی درمانهای تحریک مغزی مورد استفاده قرار گیرد.
در پژوهشها، از rTMS استفاده شده که تحریک را با فرکانس آلفای شخص تنظیم میکند تا اثر بخشی بیشتری داشته باشد.
همچنین در tACS، امواج الکتریکی با فرکانس آلفای فرد به پیشانی اعمال میشود تا فعالیت آلفا در آن ناحیه تقویت شده و خلق و خو بهبود پیدا کند.
این روشها هنوز در مرحلهی تحقیقاتی هستند، اما نتایج اولیه نشان میدهد هماهنگی درمان با ریتم مغزی فرد میتواند نتایج بهتری ایجاد کند.
در حالت چشم بسته، مقدار APF در ناحیه پس سری را اندازه گیری کنید. این مقدار به عنوان شاخص اصلی سرعت شناختی و بیداری در نظر گرفته میشود.
مقدار نرمال در بزرگسالان: بین 8 تا 13 هرتز.
اگر فردی جوان APF حدود 8 هرتز داشته باشد (بهجای 10–11 هرتز)، ممکن است مشکل توجه، خستگی یا اختلال شناختی داشته باشد.
APFبالا: عملکرد شناختی خوب.
APFپایین: احتمال اختلال در توجه، هوشیاری یا سرعت پردازش.
اگر APF پیشانی به طور قابل توجهی از APF پس سری کمتر باشد، ممکن است مشکل در عملکرد اجرایی یا لوب پیشانی وجود داشته باشد.
اگر درمان موفق باشد، معمولاً APF افزایش پیدا میکند یا ثابت میماند. کاهش APF در پیگیریها ممکن است نیاز به بررسی بیشتر یا تغییر درمان داشته باشد.
در نوروفیدبک یا تحریک مغزی، فرکانس آلفای فردی را مبنای کار قرار دهید، نه فرکانس عمومی (مثل 10 هرتز). این کار باعث میشود درمان با ریتم طبیعی مغز هماهنگ شود.
در گزارشهای QEEGhome، مقدار APF برای نواحی پیشانی و پس سری در دو حالت چشم بسته و چشم باز آورده میشود.
مثال:
Frontal APF = 09.42 Hz
Posterior APF = 11.25 Hz
همچنین روی نقشه مغزی محل اندازهگیریها مشخص میشود.
اگر APF پس سری کمتر از مقدار طبیعی باشد، سیستم هشدار میدهد که ممکن است مشکل در توجه یا عملکرد شناختی وجود داشته باشد. تفاوت زیاد بین APF پیشانی و پس سری هم میتواند نشانهای از مشکل در عملکرد اجرایی باشد.
با بررسی و مقایسه مقادیر APF در گذر زمان، میتوان روند بهبودی یا بدتر شدن وضعیت مغز را بهصورت عینی دنبال کرد.
APF، نشاندهندهی سرعت پردازش مغز و سطح بیداری است.
کاهش APF میتواند هشدار اولیهای برای مشکلات شناختی، توجه یا بیماریهای عصبی باشد.
با استفاده از APF میتوان درمانها را شخصی سازی کرد و پیشرفت درمان را بهصورت کمی و قابل سنجش دنبال نمود.